KetabCity.com

021-6120

بانک کتاب دانایی توانایی - خرید کتاب

داستان غم‌انگيز نويسندگان كتاب‌هاي موسيقي در ايران



تاريخ انتشار:23/10/1395


خبرگزاري كتاب ايران (ايبنا)- علي نامجو: در پرونده‌اي كه با عنوان «موسيقي‌سازي ايران؛ فرصت‌ها و تهديدها» گشوده‌ايم تلاش كرده‌ايم تا به وضع امروز و اكنون اين هنر بپردازيم و چالش‌ها و امكانات موسيقي را در عرصه مكتوب ايران بررسي كنيم. فرهاد فخرالديني رهبر سابق اركستر ملي ايران و آهنگساز سريال روزي روزگاري، امام علي و سربداران كه تا امروز ۵ جلد كتاب درزمينه موسيقي ايراني نگاشته، گفت‌وگويي با موضوع «كتاب و موسيقي» در ايران با «ايبنا» انجام داده است كه شرح آن‌را در ادامه مي‌خوانيد.   شيوه آموزش موسيقي مدرن مبتني بر نت‌نگاري و آثار مكتوب، از چه زماني به ايران وارد شد؟   در آغاز نت با موسيقي نظامي به ايران آمد و  از زمان سفر ناصرالدين‌شاه به فرانسه به ارتش ايران وارد ‌شد. موسيو لومر و همكارانش در همين زمان شروع به تدريس موسيقي در دارالفنون مي‌كنند. در آن دوره، كساني همچون درويش‌خان كه البته آدم روشني بود، هيچ مخالفتي با نغمه نگاري نداشت و برخلاف او، عارف قزويني در مقالاتي به كلنل وزيري به خاطر تلاش براي مكتوب كردن موسيقي مي‌تاخت. درويش خان سركلاس‌هاي نت‌نويسي ‌نشست و ‌آموخت كه فرم موسيقي چطور مي‌تواند باشد و از نت در موسيقي چگونه مي‌توان استفاده كرد؟ اين اتفاقات در آن دوره مهم بود چون ما تعريف‌هاي خودمان را گم كرده بوديم.   با وجود كتاب‌هاي دانشمنداني همچون فارابي و ابن‌سينا، چه عاملي را در فراموش كردن شيوه مكتوب در موسيقي موثر مي‌دانيد؟ ما درباره مباحث موسيقي تعريف‌هاي قديمي داشتيم اما از زمان صفويه به دليل رخوتي كه درزمينه هنر در ايران پيش آمده بود، مردم ديگر با آن تعريف‌ها آشنا نبودند. فارابي، ابن‌سينا، عبدالقادر مراغي و صفي‌الدين ارموي در گذشته تعريف‌هاي خودشان از موسيقي ايراني را در كتاب‌هايي كه در اين زمينه نوشته بودند، انتقال دادند اما هنرمندان عرصه موسيقي از دوره صفوي تا دوره قاجار با آن اصول و كتاب‌ها آشنايي نداشتند. حتي من اين احتمال را مي‌دهم كه درويش‌خان هم عبدالقادر مراغي را آن‌طور كه بايد نمي‌شناخت. مخالفت استادان موسيقي ايراني كه با شيوه مكتوب موافقت چنداني نداشتند، دقيقا از چه زماني آغاز شد؟   در آغاز ورود شيوه نوين در موسيقي،  افرادي همچون درويش خان فرهنگ فرانسوي را آموختند و دريافتند كه اصولاً نت‌ها چگونه بايد نوشته شوند و ميزان‌ها چطور بايد تعريف شوند؟ درويش خان همه اين‌ها را بر اساس فرهنگ فرانسوي آموخت. پيش‌درآمد و فولك‌هايي كه درويش‌خان ‌بعدها ساخت، تحت تأثير همين كلاس‌ها بود. تا اين زمان هنوز كسي به‌طور مستقيم با نت‌نويسي و پيشرفت موسيقي مخالفتي نداشت و مخالفت‌ها بعدها شروع مي‌شود. پس از اينكه آقاي وزيري به ايران مي‌آيد جريان موسيقي نوين به دو جناح تبديل مي‌شود. يكي جناح مين‌باشيان‌ها كه موسيقي نظام و مدرسه موسيقي را اداره مي‌كردند و جناح ديگر همراهان كلنل وزيري كه بر اساس مكتب موسيقي فرانسه كار مي‌كردند.    مين‌باشيان هم در خارج از ايران شيوه موسيقي نوين را آموخته بود.   مين‌باشيان براي فراگيري موسيقي نوين در دانشگاه سن‌پترزبورگ در روسيه درس خوانده بود و كلنل وزيري در آلمان درس خوانده بود و با مكتب موسيقي فرانسه آشنا شده بود. كلنل وزيري در سر داشت كه موسيقي پيشرفته اروپايي را جايگزين كند و همين موضوع باعث ايجاد حس رقابت بين اين دو جناح شده بود. اين رقابت براي اداره موسيقي مملكت هميشه بين اين دو دسته وجود داشت. كلنل وزيري نوازنده قابلي در ساز تار بود، شاگرد آقاحسين‌قلي بود، در فرهنگ ايراني رشد پيدا كرده بود و موسيقي رديفي و دستگاهي ايران را بيشتر مي‌شناخت. با اين توضيح، گرايش او به موسيقي ايراني بيشتر از مين‌باشيان‌ها بود.   اما سالار معزز(مين‌باشيان) هم كتاب نتي درباره رديف ماهور دارد.   بله. اين كتاب همچنان موجود است و ارزش زيادي دارد. موسيو لومر هم به‌عنوان اولين نفر رديف موسيقي ايراني را در قالب كتاب منتشر كرده است اما اگر به‌دقت اين كتاب‌ها را بررسي كنيم، درخواهيم يافت كه به‌دليل‌ كمبود شناخت درباره موسيقي ايراني، نوشته‌هاي‌شان ازنظر توناليته درست نبوده است. موسيو لومر با استفاده از شناختش از موسيقي غربي موسيقي ايراني را سنجيده و مكتوب كرده بود و همين اقدام باعث شد كارش درست از آب درنيايد. در اين ميان، چون كلنل وزيري با موسيقي ايراني آشنايي داشت، بهتر از بقيه توانست موسيقي غربي و ايراني را منطبق كند.   استاد خالقي هم در عرصه مكتوب  آثار درخشاني از خود به يادگار گذاشتند.   آقاي خالقي كه از شاگردان برجسته كلنل وزيري بود، بعد از او راه استادش را ادامه داد و حركتش را به شكل عملي‌تر جلو برد. وقتي كارهاي آقاي خالقي را درزمينه اركستراسيون، هارموني و معرفي موسيقي قديم ايران همچون تصانيف شيدا و عارف بررسي مي‌كنيد، درمي‌يابيد كه او از استاد وزيري موفق‌تر عمل كرده است.   چرا سال‌ها بعد  گفتند  گرفتاري موسيقي ما از وزيري آغاز شد؟   جريان مخالفت با آقاي وزيري از سال‌ها بعد يعني دهه ۵۰ در ايران شروع شد. به نظر من، آن هنرمندان نبايد در مخالفت با آقاي وزيري آن‌قدر تند مي‌رفتند. عده‌اي هم به اين جريان دامن زدند و راه را بي‌راهه رفتند. بهتر بود راه خودشان را بروند. زير سؤال بردن وزيري و خدمات او اصلاً كار پسنديده‌اي نبود. البته من هم ممكن است صددرصد نظرات آقاي وزيري را قبول نداشته باشم اما هرگز آن روش را در مخالفت كردن، شايسته نمي‌دانم. به‌هرحال، آقاي وزيري آغازگر جريان مكتوب موسيقي در ايران بود و طبيعي‌ است كه هر كاري در آغاز احتمالاً گره‌هايي دارد.   جريان مخالف با آموزش و اجراي موسيقي به شيوه مكتوب مراكزي را راه‌اندازي كردند و استادان آگاه به رديف موسيقي ايراني هم اداره آن مراكز را بر عهده گرفتند. ظاهرا اين مراكز براي مقابله با شيوه استاد وزيري بود.   بله. عده‌اي ( كه البته براي من قابل احترام هستند)به‌جاي اينكه از خدمات وزيري، صبا، خالقي و ديگر افرادي كه درزمينه تأليف كتاب‌هاي موسيقي و ترويج شيوه نوين در موسيقي گام برداشتند، تقدير كنند، مسير انتقادات تند و ناراحت‌كننده را پي گرفتند و تخريب ساز ويولن را كه ساز محوري در بسياري از كتاب‌ها بود، شروع كردند.   چرا؟   چون آقاي وزيري و صبا معتقد بودند كه ساز ويولن براي موسيقي مناسب است. اين موضوع هم در ايران به اثبات رسيده بود و هم در كشورهاي همسايه. استاد صبا نوازنده برجسته سه تار بود و با ساز سنتور، تار، ني و تنبك آشنايي داشت اما تمركز اصلي‌اش را در تأليف كتاب‌هايش روي ساز ويلن قرار داد. به احترام چنين شخصي هم كه بود نبايد مسائل حاشيه‌اي را پررنگ مي‌كردند. ناگفته نماند كه حتي اگر هركس هرچه مي‌خواهد بگويد، خلاقيت نوازندگان ويولن در ايران در قياس با ديگر سازها بيشتر بوده است. آقاي تجويدي، ياحقي، بديعي و خالدي همگي از نوازندگان خوب و خلاق بودند كه تصنيف‌هاي ماندگاري را در ذهن و ضمير مخاطب ايراني به يادگار گذاشته‌اند. صداي خوش اين ساز نوازندگان خوش‌ذوق و توامند را وادار كرد كه آهنگ‌هاي شنيدني و ماندگاري را بسازند. به نظر من نمي‌توان يك آلت موسيقي را مقصر دانست. اما نگاه جهت‌دار برخي از مديران و حتي اهالي موسيقي باعث شد تك‌نوازي ويولن در ابتداي انقلاب به طور كلي ممنوع شود. همين ممنوعيت باعث دلسردي بسياري از آهنگسازان و نوازندگان توانمند در كشور شد.   آيا  كم شدن طول كلاس‌ها و درنتيجه كاهش درآمد از سوي استادان قديم در آن دوره را دليل مخالفت با كتاب‌هاي موسيقي  بود؟   به نظر من،كساني كه راه سنتي و آكادميك را در موسيقي پيش گرفتند، درگذر زمان اختلافاتي داشتند كه بخشي از آن واقعاً درست نبود و نبايد اتفاق مي‌افتاد. من فكر نمي‌كنم كساني كه در گذشته تدريس مي‌كردند اصلاً به خاطر پول كار كرده باشند كه از بيم كم شدن درآمد با شيوه نوين مخالفت كنند. آقاي شهنازي از مدرسين موسيقي به شيوه شفاهي بودند اما تا سن هشتاد‌ودو سالگي در استخدام هيچ ارگاني نبود و با عشق تدريس مي‌كرد. البته بعدها آقاي صالحي رديف‌هاي آقاي شهنازي را تبديل به كتاب نت كرد. شاگردان هم نزد ايشان مي‌آمدند و گاهي آقاي صالحي اين نت‌ها را در اختيارشان قرار مي‌داد تا به نتيجه بهتري برسند. آقاي صالحي بهترين كسي بود كه بعد از خود آقاي شهنازي نت‌هاي او را از حفظ بود.   برخي از فعالان عرصه موسيقي، درباره كيفيت آثار مكتوب آن دوران انتقاداتي دارند و معتقدند اين كتاب‌ها بايد بازبيني شود. نظر شما دراين‌باره چيست؟   مهم‌ترين كتاب‌هايي كه در آن زمان چاپ مي‌شد و مورداستفاده قرار مي‌گرفت، كتاب‌هايي بود كه آقاي صبا براي ويلن نوشت. اين كتاب‌ها، براي زمان خودش واقعاً خوب بود و در هنرستان هم تدريس مي‌شد. سه كتاب دوره اول ويلن، دوره دوم ويلن و قطعات ضربي آثاري بود كه استاد صبا آن را نگاشته و در دوره خودش با استقبال زيادي مواجه شده بود. اين كتاب‌ها، به همت لطف‌الله مفخم پايان به چاپ رسيد كه از شاگردان استاد صبا بود. البته بعدها در كنار اين كتاب‌ها در هنرستان كتاب‌هاي ديگر مربوط به موسيقي غربي درزمينه سازهايي همچون كلارينت و فلوت تدريس مي‌شد.   شوراها و نهادهاي علمي درزمينه تاليف كتاب‌هاي آموزشي و پژوهشي بايد چطور فعاليت كنند؟ بهتر است كه در آموزش عالي و هنرستان‌هاي موسيقي برنامه‌اي تدوين شود كه در آن كتاب‌هاي موسيقي بررسي شود و درنهايت يك مجموعه واحد در فضاهاي آموزشي مورداستفاده قرار بگيرد، نه اينكه هر مدرسي هر كتابي كه خودش خواست به هنرجويانش تدريس كند و درنتيجه يكپارچگي درزمينه كتاب‌هاي آموزشي وجود نداشته باشد.   جريان مكتوب اين هنر را در ايران چگونه ارزيابي مي‌كنيد؟   اين راه تا امروز ادامه پيدا كرده است و در آينده هم بايد ادامه داشته باشد. اميدوارم پيگيري دقيقي در اين زمينه صورت بگيرد. در اين راه، بهتر است موجبات رنجش فعالان توانمند و بادانش عرصه مكتوب را فراهم نكنند. احتمالاً شما هم با من موافقيد كه تأليف كتاب كار پرزحمت و كم‌بازدهي است (البته ازنظر اقتصادي). انتشار كتاب‌هاي موسيقي علي‌رغم زمان‌بر بودن و نيازمندي‌شان به دقت و دانش نه براي ناشر سود آن‌چناني دارد و نه مؤلف از نگاشتنش صرفه اقتصادي خواهد داشت. كسي كه درزمينه موسيقي شروع به تأليف كتاب مي‌كند درواقع نتيجه يك عمر تلاش و كوشش را مي‌خواهد در اختيار علاقه‌مندان قرار دهد. دردسرها و سختي‌هاي عرصه مكتوب گاهي به حدي است كه انسان از كرده خودش پشيمان مي‌شود. فعاليت در اين عرصه نيازمند فداكاري و ازخودگذشتگي است. فكر مي‌كنيد آدمي مثل من كه تاكنون چند جلد كتاب درزمينه موسيقي ايراني نوشته است، چه نفعي مي‌برد؟ جالب اينكه به گفته ناشر، كتاب‌هايي كه تاكنون نوشته‌ام جزء آثار موفق بوده و در مدت‌زمان نه چندان درازي به تجديد چاپ رسيده است.   درباره كتاب «هارموني موسيقي ايراني» بگوييد، اين اثر از سوي جامعه موسيقي هم با اقبال هم روبه‌رو شد.   كسي كه مي‌خواهد درزمينه هارموني در موسيقي ايراني فعاليت كند، در ابتدا بايد مبحث هارموني را به خوبي بياموزد و پس‌ازآن موسيقي ايراني را به‌طور كامل بشناسد. اين كتاب، بر اساس گرايشات و تمايلاتي است كه نت‌هاي موسيقي ايراني در مقامات دارند. نوع حركت و ساختار در موسيقي ايراني با موسيقي غرب تفاوت دارد. بنابراين نمي‌توان كل مقامات موسيقي ايراني را در دو نت ماژور و مينور خلاصه كرد (اساس موسيقي غربي دو نت ماژور و مينور است) چون در موسيقي ايراني مدها بسيار متنوع هستند. ما بايد در موسيقي ايراني هوشيار باشيم تا دريابيم نت‌هاي هر مقامي به چه سمتي گرايش دارد. اگر اين گرايش‌ها را بشناسيم، يك آكورد مناسب تشكيل مي‌دهيم. البته ممكن است اين آكورد با تعريف‌هاي هارموني كلاسيك منطبق باشد يا منطبق نباشد. از تركيب موسيقي ايراني و دانشي كه درزمينه هارموني وجود دارد، مي‌توان هارموني موسيقي ايراني را به‌درستي اجرا كرد. اين كتاب آغازي براي هارموني ايراني بوده است. به همين دليل بيشتر مثال‌هاي اين كتاب را از آثار خودم زده‌ام. دوستان من در كتاب‌هاي بعدي مي‌توانند از آثار ديگران هم مثال بزنند. راه براي اين بحث باز است و مي‌تواند ادامه پيدا كند.   در كتاب «فرم و آفرينش در موسيقي ايران»، به چه مبحثي پرداخته‌ايد؟   در اين كتاب، به تشريح فرم‌هايي كه در موسيقي ايران متداول است، پرداخته‌ام. مثلاً پيش‌درآمد در اين كار توضيح داده شده و درباره فرمش بحث شده است. مخاطب «فرم و آفرينش در موسيقي ايران» با بهره‌گيري از مطالب اين كتاب مي‌تواند درزمينه آهنگسازي موسيقي ايراني با فرم‌هاي متداول آشنا شود و بر همين اساس در مسير آهنگسازي گام بردارد. ساخت تصنيف، رِنگ، قطعات آزاد و ديگر فرم‌ها در اين كتاب با مثال توضيح داده شده است.
تعداد مشاهده:10