KetabCity.com

021-6120

بانک کتاب دانایی توانایی - خرید کتاب

كتاب آيت‌الله رفسنجاني به شناختن اميركبير از دريچه استعمارستيزي‌ مي‌پردازد



تاريخ انتشار:20/10/1395


خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا)، آيت‌الله علي‌اكبر هاشمي‌رفسنجاني، رئيس مجمع تشخيص مصلحت در  شب شهادت اميركبير به رحمت ايزدي پيوست. به قلم وي آثار متعددي در حوزه تاريخ و سياست منتشر شده است. خاطرات و روزنوشته هايش درباره تاريخ انقلاب يكي از منابع تاليف انقلاب اسلامي است. در اين گزارش  نگاهي به كتاب «اميركبير يا قهرمان مبارزه با استعمار» داريم.  كتاب «اميركبير يا قهرمان مبارزه با استعمار» تاليف آيت‌الله علي‌اكبر هاشمي رفسنجاني،  بارها بازچاپ شده است.  «ايبنا» مقارن درگذشت آيت‌الله  هاشمي‌رفسنجاني و در سالروز درگذشت اميركبير،  به مرور بخش‌هايي از اين كتاب مي پردازد.   اين كتاب تجديد چاپ يكي از قديمي‌ترين آثار آيت‌الله هاشمي است كه براي نخستين‌بار در سال 1346 از سوي انتشارات اميركبير و در زير فشار شديد ساواك منتشر شده بود. بعد از گذشت 50 سال كتاب از سوي همان ناشر قديمي تجديد چاپ شد. در اين كتاب هاشمي به شرحي از تلاش‌هاي اميركبير ضمن توصيف شخصيت استعمارستيزش پرداخته است. همچنين در اين پژوهش به منابع‌ اوليه در دوره قاجار توجه ويژه‌اي كرده و نوع نگاه تحسين‌آميز سفراي خارجي را به صدراعظم مقتول ناصرالدين شاه از قلم نينداخته است.     استعداد فوق‌العاده و هوش سرشار اميركبير نويسنده ويژگي‌هاي شخصيتي امير را از دريچه نگاه قائم‌مقام در كتاب گنجانده و آورده است: «قائم‌مقام در نامه‌اي به فاضل‌خان گروسي درباره هوش، ادب و شخصيت روحي ميرزا تقي‌خان مي‌نويسد: گوي سبقت از همزه استفهام مي‌ربايد. پاي تفوق، بر فرق لام ابتداء مي‌گذرد. فرقدين را شسع نعلين (دوال ساختن براي كفش) خود نمي‌شمارد. سخن در اوج فلك الافلاك دارد.» اين چنين تعبيرات از شخصي مثل قائم‌مقام، نسبت به نوكر در خانه خويش بهترين دليل استعداد فوق‌العاده و هوش سرشار اميركبير است.»   هاشمي در بخشي از كتاب به عنوان سفرهاي سياسي و تاثير آن در شخصيت صدراعظم ناصرالدين‌شاه با اشاره به همراهي وي با شاهزاده خسروميرزا، فرزند عباس‌ميرزا در سفر به روسيه مي‌نويسد: «بازديد از مراكز صنعت و علم روسيه تزاري و برخورد با آن ترقيات شگرف در امير احساسات خاصي ايجاد كرد. او از فاصله‌اي كه ميان دو كشور همسايه در ترقي و تكامل مشاهده كرد، به شدت تحت تاثير واقع شد و رنج برد و در عين حال آتشي در درون سينه‌اش براي تجديد وضع و ايجاد تحول در ايران شعله كشيد.»   پيمان الرزنه‌الروم و ديدگاه ديپلمات‌هاي خارجي وي در بخشي از كتاب درباره حضور اميركبير در عثماني براي بستن پيمان الرزنه‌الروم به نظر ديپلمات‌هاي خارجي اشاره مي‌كند و مي‌نويسد: «رابرت كرزن انگليسي كه خود جزء نمايندگان انگليسي حاضر در كميسيون مذاكرات بوده، درباره نقش اميركبير در آن كميسيون نوشت: ميرزاتقي از تمام نمايندگان عثماني، روسيه و انگليس كه در ارزنه الروم جمع شده بودند، قابل ملاحظه‌تر و متشخص‌تر بود و با هيچ‌يك از آنها قابل مقايسه نبود.» بدون شك اين مسافرت طولاني و پرحادثه و به ويژه مذاكرات طولاني با نمايندگان دول استعمارگر در پرورش روح حساس امير و آشنا كردن او به سياست پرپيچ و خم، دسايس و حيله‌بازي ديپلمات‌هاي استعمارگران و آماده كردن وي براي پذيرفتن مسئوليت بزرگ اداره كشور تاثير به سزايي داشت.»   در بخش ديگري از كتاب نويسنده برخي اقدامات متهورانه امير را كه در دربار صورت مي‌گيرد شرح مي‌دهد و درباره اقدامات اصلاحي صدراعظم در امور مالي دربار مي‌گويد: «در درجه نخست حقوق‌هاي گزاف را كه بدون رعايت تناسب بودجه كشور و ارزش خدمت و كار اشخاص، در سابق براي افراد تعيين شده بود يا به طور كلي حذف كرد و يا قسمتي اضافه كرد و يا قسمت اضافي را زد براي مثال، امير حقوق شاه را كه تا آن‌روز شصت هزارتومان در ماه بود يك مرتبه به ده‌هزارتومان تقليل داد.»      دست‌خط  ميرزاتقي‌خان اميركبير يكي از اسنادي كه نويسنده به زيركي از آن استفاده مي‌كند و قصد دارد ميزان قدرت و نفوذ امير در دربار ناصري را به خواننده نشان دهد، استفاده از نامه شاه درباره تعيين حقوقش از سوي امير است. در بخشي از اين نامه مي‌خوانيم: «از نامه ذيل كه شاه به سهراب‌خان، صندوقدارش نوشته به تعيين اين حقوق اشاره كرده و مي‌نويسد: «سهراب خان! پولي كه براي صرف جيب ما معين شده است ماهي ده‌هزار تومان است، امروز جناب اميرنظام مي‌گفت: معين كرده‌ام و به سهراب خان داده‌ام كه از اول ثور تا آخر سال، ماه به ماه، ده هزار‌تومان را به حضور بياوريد. في جمادي‌الاول 1266)» با محدود كردن برداشت شاه از بيت‌المال، خواهي نخواهي دست شاه از بذل و بخشش‌هاي بي‌حساب بسته شد و قهرا چاپلوس‌ها و كلاش‌هايي كه مجراي زرافشان مسدود شده بود، در اين باره شاه را با سعايت‌ها و سخن چيني‌ها وادار كردند كه به اميركبير اعتراض كند و از اين‌كه پول كافي براي بذل و بخشش‌هاي شاهانه ندارد، اظهار ناراحتي كند.  اعتقاد به شاه انتقادي است كه هاشمي به عملكرد اميركبير دارد اميركبير ضمن نامه‌اي فوايد اين اقدام را براي شاه توضيح مي‌دهد و مي‌نويسد: «مقرر فرموده بودند، فلان راحت نمي‌گذارد گاه هست كه بخاك پاي همايون معلوم شده باشد، فدوي در وجوه مخارج اتفاقي (التفاتي) قبله عالم روحنا فداه مضايقه و خودداري مي‌كنند... اگر گاهي جسارتي شود از اين راه است كه مي‌خواهد خدمت به شما از جهت پول مخارج لازمه معطل بماند و الامال كلا از خودتان است... فدوي ديناري به احدي نخواهد داد آن وجه را بايد به مردم بدهد به مخارج لازمه قشون پادشاهي مي‌دهد.»   نويسنده با وجود اين‌كه اقدامات امير را در رابطه با اصلاح امور كشور مي‌پسندد اما درباره برخي رفتارهاي وي نيز انتقاداتي دارد. يكي از انتقادهايي كه هاشمي به عملكرد اميركبير دارد، اعتقاد به شاه است كه اين اعتقاد را اين‌گونه نقادي كرده و آورده است: «هميشه شاه را مظهر قدرت و بت مقتدر فعال مايشاء و منشاء تمام قدرت‌هاي كشور معرفي كرده است. اين روش با پرورش روح دموكراسي در كشور و ميدان دادن به افكار ملت و در سياست كشور، سازگار نيست و باعث تحكيم موقعيت رژيم ديكتاتوري كه منشا همه فلاكت‌هاي كشور است.»   منش استعمارستيزي صدراعظم ناصرالدين شاه با همه انتقادهايي كه نويسنده به رفتار سياسي و شخصيت اميركبير دارد، اما در بخش ديگري از كتاب به ضرورت و اهميت حضور صدراعظم مصلح ناصرالدين شاه اشاره مي‌كند و درباره منش استعمارستيزي وي مي‌نويسد: «آ‌‌ن‌طور كه تاريخ نشان مي‌دهد و قضاوت مي‌كند اگر اميركبير در آن لحظه حساس به داد كشور و ملت نرسيده بود، ايران پس از تجزيه در شكم فراخ استعمار مي‌رفت و نيز اگر دست استعمار پس از مدت كوتاهي اميركبير را از ميان نبرده بود و چند سال ديگر بر دوره كوتاه خدمتگزاري او اضافه شده بود، اكنون اين كشور هم مثل ژاپن در رديف كشورهاي مترقي و پيشرفته جهان قرار داشت.» آيت‌الله هاشمي در برهه‌اي از تاريخ به ضرورت سخن گفتن و نوشتن از اميركبير پي مي‌برد و با تكيه بر تلاش‌هاي استعمارستيز وي كتاب «اميركبير يا قهرمان مبارزه با استعمار» را مي‌نويسد؛  كتابي كه شناختن اميركبير را از دريچه استعمارستيزي‌اش معرفي مي‌كند.
تعداد مشاهده:29